همدلی کردن با کودکان

0
58
همدلی کردن با کودکان

همدلی شامل فهمیدن این است که کودک شما درگیر چه چیزی است اما فقط به این خاتمه پیدا نمی کند.

و می تواند بسیار سخت باشد پاسخ های همراه با همدلی زمانی که هیجانات خودتان را نسبت به موضوعات دارید.

دانستن و ارزش پیدا کردن احساسات کودکتان یکی از بهترین راه ها برای در ارتباط بودن است.

همدلی چی هست و چی نیست

همدلی یک ابزار مهمی است که به کودکتان برای کنترل رفتارهایش کمک می کند، و همین طور بهش تاکتیک های رفتارهای بهتر و نگه داشتن عزت به نفسش را یاد می دهد. به هر دو نفر (والد و کودک) کمک می کنند تا بهتر مشکل را درک کنند.

همچنین کمک می کند تا با وجود مشکلات بتوانید با هم در ارتباط باقی بمانید.

همدلی مثل دلسوزی نیست اصلاً به این موضوع اشاره نمی کند که احساس ناراحتی برای کودکتان بکنید.

معمولاً مردم فکر می کنند که همدلی به جای شخص دیگر خودمان را گذاشتن است اما به جاش می توانیم این را بگوییم: من فکر می کنم متوجه حست شدم و تو در این موردها تنها نیستی.

این پیام به کودک کمک می کند تا متوجه بشود در موضوعات مختلف تنها نیست و باعث می شود با انگیزه بیشتر برای حل مشکلاتش اقدام کند. همچنین کمک می کند نسبت به خودشان شناخت بهتری پیدا کنند.

اگر می خواهید همدلی بهتری داشته باشید بهتر است این موارد را تمرین کنید:

  1. سعی کنید خودتان را در جایگاه کودکتان قرار دهید و دنیا را از دیدگاه او ببینید.
  2. قضاوت کردن را کنار بگذارید مخصوصاً در رابطه با موقعیتی که کودکتان درش است.
  3. متوجه احساسات کودکتان شوید، سعی کنید به یاد بیاورید زمانی را که همین حس ها را تجربه می کردید (اما بهتر است حواستان باشد زیادی جای کودکتان قرار نگیرید تجربیات کودکتان مخصوص خودش است).

ارتباطی را برقرار کنید که کودکتان متوجه بشود شما فهمیدیدش، اجازه بدید کودکتان خودش احساساتش را باز کند از جملاتی مثل اینکه چیزی که لازم بود اینجا انجام بدی… به جاش از جملاتی مثل به نظر میاد تو… یا من این طور متوجه شدم که تو…

همدلی کردن با کودکان

یک سری راه حل ها وجود دارد که بتوانیم همدلی را به کودکمان نشان دهیم:

۱- از قانون نقره ای استفاده کنید به جای قانون طلایی:

به احتمال زیاد همگی ما از قانون طلایی استفاده می کنیم: همان طور که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند، با دیگران رفتار کن. اما همدلی بر روی قانون نقره ای قرار دارد: با دیگران طوری رفتار کن که خودشان می خواهند (دوست دارند).

این کار به این معنا نیست که هر آنچه که کودکتان نیاز داشت بهش بدهید بلکه به این معناست که ما تمرکزمان را به جای گذاشتن بر روی اینکه ما چی فکر می کنیم کودکمان نیاز دارد بر روی اینکه فرزندمان از ما چی می خواهد می گذاریم.

۲- با فرضیات جلو نروید به جاش سؤال کنید.

بعضی وقت ها بچه ها با علائم حال و احساسات خودشان را نشان می دهند. این مهم که نسبت به این علائم حساس باشیم. ولی به همین اندازه هم مهم است که از کودکمان بخواهیم تا برایمان راجب احساساتش توضیح دهد. به کودکتان فرصتی دهید تا بخشی از رشد و یادگیری خودش باشد با توضیح دادن احساسات، نیازها و تفاوت های خودش.

۳- ناامیدی و قضاوت ها را کنار بگذارید.

اگر کودکتان عصبانی شده است یا اینکه در مدرسه با موقعیت سختی رو به رو شده است شما با همدلی نسبت بهش پاسخگو باشید به این معنا که احساسات خودتان را کنار بگذارید و اجازه دهید واکنش کودکتان نسبت به موضوع بالا بیاید.

این بدین معنا نیست که احساسات خودتان را خاک کنید. و همین طور به این معنا نیست که با تمام رفتارهایش باید موافق باشید و تأییدشان کنید. فقط بدین معناست که او را می شنوید و اجازه می دهید به خودتان که دنیا را از چشم های او ببینید.

۴- کلمه “من” را مورد استفاده قرار دهید تا از سرزنش کردن بپرهیزید.

این مهم است که احساسات خود را نشان دهید و به همان اندازه مهم است که کودکتان احساساتش را بروز دهد. این کار به کودکتان شجاعت این را می دهد که احساسات دیگران را در نظر بگیرد و همدلی نشان دهد. اما واژه تو باعث می شود که کودک در حالت دفاعی برود و دوست نداشته باشد به حرف های شما گوش بدهد.

اما واژه من به کودک راهی را نشان می دهد که می تواند صحبت کند و در جایگاه سرزنش نیز نباشد.

در لحظه شاید سخت باشد که جملاتمان را تغییر دهیم. برای مثال) به جای جمله ( تو همیشه داری غر میزنی و هیچ وقت گوش نمیدی چی میگم بهت) بهتر است جمله ای را بگوییم که با همدلی بیشتری همراه باشد (من می دانم که تو ناراحتی اما زمانی که داد می زنی سر من، من احساس می کنم به حرف هام نمی تونی گوش بدی ).

۵- یکهو به جایگاه والد درست کننده همه چیز نروید.

خیلی از والدین سریع به جایگاهی می روند که باید همه چیز را درست کنند و سریع راه حل ارائه دهند می روند. این ممکن حال بهتری در شما ایجاد کند، ولی به کودکتان کمکی نمی کند. سعی کنید گوش بدهید و متوجه بشوید مشکل از کجا می آید.

شاید کودک شما نخواهد شما حتی مشکلش را حل کنید. اول گوش بدهیم کودکمان چه می گوید و بعد می توانیم با هم وارد گفت و گو شویم. اینکه کودکتان بتواند مشکلاتش را خودش حل کند او را برای رو به رو شدن با مشکلاتش آماده می کند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید